نه دگر عشقي نه دگر ياري امان از درد تنهايي
نمي دانم شايد بهتر از آن است كه از روني ناداني
دل ببازم به مرد هوسراني در فراقش اگرچه سخت است ماندنم اما....
باز هم بهتر ز رسوايي...
سلام ...
ميگم منم خلما ... نه ؟
به چيزاي الكي دلم خوشه ، نمي دونم شايدم خوبه كه انقدر زود راضي مي شم ...
ولي خب هميشه ميگن آدم نبايد به كم راضي باشه...
ما كه آخرش نفهميديم چي درسته
+
نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 10:25  توسط
|
نه دگر عشقي نه دگر ياري امان از درد تنهايي نمي دانم شايد بهتر از آن است كه از روني ناداني دل ببازم به مرد هوسراني در فراقش اگرچه سخت است ماندنم اما.... باز هم بهتر ز رسوايي... سلام ... ميگم منم خلما ... نه ؟ به چيزاي الكي دلم خوشه ، نمي دونم شايدم خوبه كه انقدر زود راضي مي شم ... ولي خب هميشه ميگن آدم نبايد به كم راضي باشه... ما كه آخرش نفهميديم چي درسته ....
خوب مبارکه دیگه
ولی کاش میفهمیدی
کاش
این روزا چقد کاش . اما و اگر تو زندگیم زیاد شده (من هستم . همونی که نباید باشم)
برا نازی خانوم آرزوی موفقیت میکنم و قول میدم دیگه مزاحم ش نشم

+
نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 10:15  توسط
|